السيد صدر الدين الطباطبائي
99
شرح دعاء ندبه ( فارسي )
گر أو به دهر نمىكرد دادخواهى خلق كسى كسى را ديگر نمىرسيد به داد به لوح سينه جنان مىنگاشت هر سخنى كه گاه نطق نمىگشت از أو نه كم نه زياد به ملك معرفتش پيك شبه راه نيافت به بزم معتدلش شخص ظلم پا ننهاد همين بس است ز عدلش سخن كه در عهدش هما وصعوه نكردند از هم استبعار نداشت هيچكس گله اى بجز ستم كه به عهدش مدام مىزد داد هر آنكه دشمن جاه وجلال أو مىبود اگر چه بود شديد العداوة چون شداد با وجه كرد فلك در زمانه مىداند كسى كه باشد آگاهيش ز قصه عاد چگونه دم به مديحش زنم كه نتوانم ز تازى ودرى ونظم ونثر أو تعداد به آنكه گويم مجموعه اى است از هر علم چرا كه پايه اش اعصاء نمىشود تعداد